سوگ در کودکان و نگرش های رایج پیرامون آن
1/30/2010 7:19:15 AM

کودکان درجات مختلفی از سوگ را در زندگی روزمره خود تجربه می کنند، تنها مرگ یک والد یا اقوام نزدیک نیست که کودک را با پدیده سوگ مواجه می کند بلکه وقایع بیشمار دیگری هست که گرچه از نظر ما کوچک و بی اهمیت است ولی برای بچه ها مصادف با یک ازدست دادن قابل توجه و مهم است . از آنجا که کودکان در کلامی کردن هیجانات درونی خود ممکن است توانمندی کافی را نداشته باشند، همین امر درک یک کودک سوگوار و کمک به او را از سوی بزرگسالان با مشکل مواجه می کند. بخشی از پدیده هایی که بچه ها را با واکنش سوگ مواجه می کند شامل موارد زیر است:

مرگ :

مرگ والدین ، اقوام ، دوستان و آشنایان در نتیجه مرگ طبیعی ، تصادف ، بیماری ، قتل ، خودکشی ، که می تواند فشارهای روانی حاشیه ای نیز علاوه بر مرگ عزیز از دست رفته همراه آن باشد. لازم است در اهمیت این موضوع بدانیم که 4% کودکان ونوجوانان قبل از 18 سالگی مرگ یکی از والدین را تجربه کرده اند واگر سایر اعضای خانواده و دوستان رانیز به آن اضافه کنیم ، این رقم افزایش خواهد داشت .

مرگ حیوانات خانگی :

فقط مرگ انسانها نیست که کودک را متاثر می کند، مرگ حیوان مورد علاقه کودک نیز می تواند در او واکنش سوگ ایجاد کند ، حتی مرگ یک ماهی قرمز شب عید که کودک فقط دو سه بار در تنگ او ، خرده نان ریخته است.

طلاق :

بسیاری از کودکان قبل از پایان مدرسه تجربه طلاق والدینشان را داشته اند و تقریبا نیمی از بچه های طلاق ارتباطشان را بایکی از والدین از دست می دهند .

نقل مکان و مهاجرت :

 به طور متوسط قبل از پایان دبیرستان 4 نقل مکان و جابجایی در خانواده صورت می گیرد. جالب است بدانیم که با هر تعویض منزل ، جدایی از دوستان ، همسایه ها ، مدرسه و اتاقی که کودک به آن انس و عادت داشته و ... نیز رخ داده است و همه اینها در شرایطی است که بدانیم کودکان تنها کسانی هستند که در تصمیم گیری های روزمره زندگی نظر و مشارکت آنها خواسته نمی شود و کمترین اطلاعات به آنها داده می شود.

در معرض تهاجم بودن :

 یک کودک تا قبل از 14 سالگی شاهد 18000 مرگ در تلوزیون بوده ، مرگ هایی که اکثرا به شکل قتل های تهاجمی رخ داده است . (البته این عدد در مورد تلویزیون ما احتمالا کمی فرق می کند !) . ⅓ بچه های 17- 10 ساله یا قتل کسی را دیده اند، یا کسی را میشناسند که کشته شده است .

نبود یک یا دو والد :

 به دلایلی غیر از طلاق مثلا به دلیل بیماری ، زندانی شدن ، اعتیاد و ...

آزار جنسی :

 تا سن 18 سالگی ⅓ دختران و 7/1 پسران به نحوی اذیت و آزار جنسی را تجربه می کرده اند.

 گم کردن و از دست دادن وسایل شخصی و اسباب بازی:

 گاه یک اسباب بازی کوچک و بی اهمیت از دید بزرگسالان، شی محبوبی است که کودک شبها آن را در آغوش می گرفته و بدون آن نمی تواند بخوابد.

حوادث و وقایع محیطی و روزانه :

 مثل تعویض منزل و مدرسه ، جدا شدن اعضای خانواده از یکدیگر به دلیل ازدواج ، قبول شدن در دانشگاه و یا هر علت دیگر آتش سوزی ، سیل ، زلزله ، جنگ که این وقایع برای کودک با از دست دادن های مکرر و مهمی همراه است.

نقص قسمتی از بدن یا از دست دادن قسمتی از خود:

 مثل ؛ کنده شدن دندان ، نقص عضوی مثل چشم ، دست ، پا و یا هر عضوی از اعضای بدن حتی یک زخم کوچک خونریزی دهنده نیاز به اطمینان بخشی و آرام سازی کودک دارد.

ازدست دادن اعتماد بنفس:

 متعاقب انواع آزارهای جسمی ، جنسی ، هیجانی و محرومیت ها

از دست دادن یا نداشتن توانایی و مهارتی خاص :

مثل اختلال یادگیری ، کم توجهی ، بیماری و ناتوانی فیزیکی ، چاقی ، پذیرفته نشدن در یک تیم ورزشی ، تجدید یا مردود شدن در مدرسه.

 

سوگ چیست و علایم آن کدام است ؟

 سوگ حالت اندوه و ناراحتی شدید درونی در واکنش به از دست دادن شخص ، یا عقیده و فکر خاصی است . سوگ پاسخ هیجانی ما نسبت به ازدست دادن چیزی است . هر کودکی به روش خاص خود و به شیوه ای واحد با پدیده سوگ روبرو می شود. ما نباید از کودکان انتظار داشته باشیم به یک گونه و یا مثل ما سوگواری کنند . باید بپذیریم که آنها خاص و منفرد هستند و هر کدام نیز به روشی ویژه به سوگ می نشینند . در سوگ حوزه های مختلف جسمی ، رفتاری ، فکری ، احساسی و ... ممکن است درگیر شود،مانند کم خوابی ، کابوس شبانه ، کم اشتهایی ، شب ادراری ، بی قراری ، چسبندگی به افراد بازمانده ، بغل کردن ، نوازش کردن و عمل کردن آنها ، تنها نخوابیدن ، گوشه گیری ، گریه کردن ، پرخاشگری ، سکوت ممتد و طولانی ، افت تحصیلی ، کاهش توجه و تمرکز ، فراموشکاری ، اشکال در تصمیم گیری ، افکار خودتخریبی ، احساس خشم ، اندوه ، گناه ، درماندگی، ناتوانی ، نومیدی، تنهایی ، ترس و اضطراب ، سرگیجه ، احساس خستگی و کسالت ، تنگی نفس ، آه کشیدن زیاد ، خشکی دهان ، طپش قلب ، احساس کرختی و سنگینی در بدن ، ضعف عضلانی ، احساس گرفتگی و خفگی در گلو ، درد معده .

احساسات، افکار و رفتارهای شایع در کودکان در حال سوگ :

رویاهای شخص مرده، تقلید رفتارهای او، الگو قرار دادن و ایده آل کردن رفتار و شخصیت وی ، بازگو کردن وقایع مرگ و مراسم و خاطرات او ، احساس اینکه شخص مرده به طریقی با اوست ، طرد کردن دوستان قدیمی و جستجوی دوستان جدیدی که شرایط مشابهی را تجربه کرده اند، تلفن زدن مکرر در ساعات مدرسه به منزل برای چک کردن سلامتی سایر افراد خانواده ، مشکل توجه و تمرکز روی تکالیف درسی و امور منزل ، گریه کردن ناگهانی وسط کلاس درس ، جستجوی اطلاعات پزشکی در مورد شخص مرده، احساس نگرانی راجع به وضعیت سلامتی خویش و گاهی بی تفاوتی نسبت به آن و نیز نیازبه مراقبت و توجه از روی اطرافیان در کودک سوگوار دیده می شود.

 

بعضی نگرشهای و انتظارات غلط در مورد پدیده سوگ در کودکان:

1-      بهتر است بچه ها در مراسم سوگواری شرکت نکنند.

نظر عده ای از والدین و بزرگترها این است که بچه ها در مراسم تشییع جنازه ، خاکسپاری و یا سوگواری شرکت نکنند . درحالی که مراسم و آداب و رسوم سوگواری شرایطی را برای کودک فراهم می کند تا ببیند که افراد چگونه یکدیگر را آرام می کنند و دلداری می دهند،چگونه برای عزیز از دست رفته داغداری می کنند ، چگونه خاطرات اورا حفظ می کنند و او را در یاد خویش نگه می دارند و به زندگی او افتخار می کنند ، چگونه با جنازه عزیز از دست رفتشان خداحافظی می کنند و به آن احترام میگذارند. ما این طور فکر می کنیم که شرکت در مراسم سوگواری برای بچه ها سخت است و واقعا هم سخت است ، اما اگر اجازه دهیم که قدرت این انتخاب را داشته باشند تا در مراسمی که از نظر هیجانی بار کمتری را به آنها وارد می کند شرکت کنند، آنها آمادگی پیدا خواهندکرد تا در آینده مرگ اشخاص عزیز و نزدیک را راحت تر تحمل کنند و مرگ را به عنوان بخشی جدا نشدنی و اجتناب ناپذیر از زندگی بپذیرند . بهتر است بچه ها را در انتخاب خویش آزاد بگذاریم ، اجبار برای شرکت یا عدم شرکت در مراسم ، بار هیجانی بالاتر را برای کودک به همراه می آورد. بچه ها در پدیده سوگ ، راه خاص خودشان را برای حل مسئله پیدا خواهند کرد . حضور در مراسم خاکسپاری ، نگه داشتن یادگاری های مشخصی از شخص مرده ، مشارکت در قسمتی از مراسم ، … راه های بسیار عینی و مشخصی هستند که بچه ها می توانند از طریق آنها در فرآیند خداحافظی شرکت کنند.

2-      بهتر است جلوی کودک داغدیده راجع به مرگ صحبت نکنیم :

واقعیت این است که کودک داغدیده نیازدارد و می خواهد که راجع به چیز یا کسی که ازدست رفته است صحبت کند ، هرزمان که کودک راجع به عزیز از دست رفته اش صحبت می کند یک لایه از درد وی برداشته می شود. بهتر است به کودک اجازه دهیم هرزمان که می خواهد راجع به احساس و افکارش صحبت کند، اطرافیان به وی نشان دهند که تمایل به شنیدن صحبت های وی دارند، احساس او را درک می کنند و سعی نمی کنند او را از بحث مورد نظر منحرف کنند یا به موضوع دیگری بپردازند.

3-      باید از صحبت هایی که در بچه ها ایجاد گریه می کند اجتناب کنیم :

سوگ ، از دست دادن ، پیر شدن، بیمار شدن ، همه اینها جزئی از زندگی هستند ، بهتر است اجازه دهیم بچه ها با این مقوله ها نیز آشنا شوند ، حرف بزنند ، احساساتشان را بگوسند و افکارشان را بیرون بریزند تا بتوانیم بهترین کمک را در تطابق و سازگاری آنها با فشارهای روزمره زندگی ارائه دهیم .

4-     بچه های خردسال آنقدر کوچک هستند که سوگ را نمی فهمند:

اگر بچه ها آنقدر بزرگ هستند که عشق و محبت را می فهمند ، پس آنقدر هم بزرگ هستند که سوگ و از دست دادن را بفهمند. به علت توانایی محدود کودکان در کلامی کردن احساسات و افکارشان ممکن است اینگونه بندیشیم که آنها دچار سوگ نمی شوند ولی کودکان علایم سوگ را در رفتارشان نشان می دهند. مانند: گوشه گیری ، گریه کردن ، نق زدن ، عصبانیت و خشم ، به آغوش کسی نرفتن ، بهانه جویی کردن ، مشکل خواب و بد غذا شدن و کم شیر خوردن . هر کودکی به طریق خاص و واحدی سوگواری می کند و ما نباید انتظار داشته باشیم که کودکان مانند ما سوگواری کنند .

5-     اگر خدا می خواست ، او را از ما نمی گرفت :

ممکن این فکر برای کودک پیش بیاید ، " من که بیشتر از خدا به مادرم نیاز داشتم ، این خودخواهی است چرا خدا مادرم را از من گرفت " و این موضوع منجر به احساس خشم کودک نسبت به خدا می شود، احساس خشمی که چون با مسائل دینی و اعتقادی او آمیخته شده است با ترس همراه می شود و جرات بروز نمی یابد و کودک باید به تنهایی بار آن را به دوش بکشد . باید در زمان سوگ روی عشق ، محبت و حمایت خدا برای کودک تاکید کنیم : که خدا در این درد و اندوه با توست ، خدا کمکت می کند که بتوانی این اندوه را تحمل کنی ، خدا در این زمان دشوارتو را راهنمایی و کمک خواهد کرد تا اینکه بگوییم خدا عزیز تو را از تو گرفته است .

6-     تو هنوز بچه ای ، بزرگ که بشوی همه چیز فراموشت می شود:

شاید فکر کنیم که چنین توصیه ها و پیش بینی هایی کودک را آرامتر می کند ولی واقعیت این است که در آن لحظه برای کودک هیچ چیز دردناک تر از آن نیست که فکر کند یک روز تصویر عزیز از دست رفته از خاطر او محو خواهد شد و همه چیز را فراموش خواهد کرد . تمام تلاش کودک آن است که خاطره ، یاد و تصویر عزیز از دست رفته را حفظ کند و هیچگاه او را فراموش نکند، فکر فراموشی در او احساس گناه و بی وفایی به وجود می آور

7-     او به یک مسافرت طولانی رفت :

وقتی در مقابل پرسش کودک چنین پاسخی را می دهیم ، امکان شکل گیری این سوالات در ذهن کودک هست : " چرا خداحافظی نکرد؟ کجا رفته است؟ کی بر می گردد؟ چرا مرا با خود نبرد؟ آیا ممکن است مادرم هم به مسافرت برود ؟" بنابراین ممکن است مسافرت رفتن هر کس دیگر در کودک ایجاد اضطراب کند.

8-      خدا او را از ما گرفت چون او خیلی خوب بود:

و این تفکرات در ذهن کودک شکل می گیرد : " آیا ممکن است برای همه آدم های خوب چنین پیش آمدی رخ دهد؟ چرا خدا مرا با خودش نبرد؟ من که خوب هستم ویا اگر بد بشوم ممکن است خدا مرا با خودش نبرد؟ ".

9-     او تو را از آسمان ها نگاه میکند (بنابراین بهتر است که بچه خوبی باشی) :

در این صورت گاهی که تلاش کودک برای خوب بودن با ناموفقیت روبرو میشود ، دچار اضطراب و آشفتگی می شود. کودک می ترسد از اینکه مبادا مرتکب اشتباهی شود و راجع به هر رفتار بدش احساس گناه دارد . همچنین ممکن است کودک احساس بدبینی پیدا کند از اینکه فکر کند همیشه یک نفر شاهد و ناظر اوست.

10-  او به خواب رفت و دیگر بیدار نمی شود:

این طرز توضیح مرگ ممکن است دو حالت را در کودک ایجاد کند ، یک ترس از خواب و خوابیدن چه در مورد خودش و چه در مورد اطرافیان و دیگر اینکه فکر کند مرگ نیز مثل خواب یک پدیده قابل برگشت است.

11-  تقصیر من است که مادرم را از دست دادم :

ممکن است این تفکر در ذهن کودک شکل بگیرد که "من مادرم را از دست دادم ، کجا ؟ چگونه این کار را کردم ؟ آیا باید بیشتر مراقب مادرم بودم ؟ " . حتی ممکن است کودک از عدم حضور موقتی والدینش بترسد و تلاش کند تا آنها را از دست ندهد.

12-  بزرگ ترها می توانند توضیحات کافی راجع به روح و مرگ به بچه ها بدهند:"

باید بپذیریم که پاسخ همه سوالات را نمی دانیم ، بهتر است در مقابل سوالات کودک اطلاعات صحیحی را که می دانیم به وی بگوییم که نمی دانیم و سعی نکنیم با مفاهیم انتزاعی کودک را گیج و پریشان کنیم . مفهوم مرگ به شکل فرآیندی که حتی ممکن است تا بلوغ و بزرگسالی طول بکشد ، در کودک شکل می گیرد و ما نمی توانیم با یک جمله مرگ را به تمامی برای وی تعریف کنیم .

 

 

13- سوگ بزرگ ترها روی کودک سوگوار تاثیر نمی گذارد :

والدین ، معلمان و دوستان بزرگتر مدل مهمی جهت الگوبرداری کودک هستند . اینکه بزرگسالان چگونه سوگواری می کنند ، چگونه این واقعیت را می پذیرند چگونه برای شخص مرده احترام قائلند ، مدلی برای کودک است . اگر ما مرگ را انکار نمی کنیم و اجازه سوگواری به خود می دهیم به کودک نیز کمک می کنیم تا چگونه سوگواری کند.

14- یک کودک فعال، یک کودک در حال سوگ نیست:

متاسفانه چیزی که باعث می شود افسردگی و اندوه کودکان کمتر تشخیص داده می شود آن است که ما انتظار داریم رفتار آنها در افسردگی و سوگ شبیه بالغین باشد. کودک ممکن است افسرده باشند ولی گاهی فعال به نظر برسند، با بچه های دیگر بازی کنند ، خواسته هایی داشته باشند و زمان هایی نیز در خود فرو رفته ، حساس و زود رنج باشند ، نباید انتظار داشته باشیم کودکان مانند ما سوگواری کنند ، بعضی از آنان گریه می کنند و می گویند که غمگین هستند ، بعضی دیگر ممکن است طوری به نظر برسند که گویی هیچ چیز را احساس نمی کنند و بعضی ها حالاتی از خشم و نفرت را نشان می دهند . همه این واکنش ها لازم است پذیرفته شوند.

15- او چون خیلی گریه می کند دچار حمله عصبی و مشکل عصبی می شود:

گاه در مقابل کسانی که در فرآیند سوگ گریه و زاری می کنند ، این هشدار داده می شود که دچار مشکل خواهی شد ، اگر با این وضع پیش بروی دیوانه خواهی شد و ... انتقال این پیام علاوه بر آنکه به کودک اجازه بروز احساسات و هیجاناتش را نمی دهد این اضطراب را نیز می افزاید که ممکن است در اثر گریه دچار عواقب وخیمی شود. در حالی که اشک های ما سرچشمه های طبیعی هیجانات درونی ما هستند که فوران می یابند . اکثر افراد پس از یک گریه احساس بهتری دارند و آرام تر به نظر می رسند.

16- لازم است فعال تر باشی :

گرچه تشویق کودک برای حفظ رابطه اجتماعی و عملکرد تحصیلی و ... خوب و مفید است و کودک سوگوار نباید کاملا منزوی و گوشه گیر شود ولی با وجود این مناسب نیست که کودک را برای فعالیت زیاد و برگشت به حالت قبل از سوگواری تحت فشارقرار دهیم و او را مجبور به فعالیت زیاد ، مسافرت و ارتباطات گروهی کنیم . این حالت ممکن است این تفکر را در کودک ایجاد کند که تنهاست و هیچ کس شرایط او را درک نمی کند . درحالی که مهمترین چیزی که کودک در شرایط فوق نیاز دارد این است که اطرافیان او شدت درد و اندوه وی را می فهمند.

 

 تهیه شده توسط: " انجمن روانپزشکی کودک ونوجوان ایران "



منوی پایگاه
Skip Navigation Links
 
 
                      

    صفحه اول   درباره پایگاه   راهنما   نقشه پایگاه  تماس با پایگاه
Copyright  © 2002-2008 Iran Electronic Medical Services